تبلیغات
محسن چاوشی در شهر عشق - مثلث برمودا (مقاله)

محسن چاوشی در شهر عشق
این وبلاگ زیر نظر سایت کلوپ هواداران محسن چاوشی می باشد


kasتیتر : (( مثلث برمودا ))

 
 
(( مثلث برمودا ))

خوشبختانه نام امیر ارجینی و حسین صفا برای هیچ هواداری نا آشنا نیست .
بله ترانه سرایانی که سالیان ساله که همراه محسن عزیز احساسات هزاران هوادار رو
به وجد آوردن .

محسن . حسین و امیر . این اسم ها به خودی خود حرفی برای گفتن ندارند اما وقتی
در کنار هم قرار میگیرند . تبدیل به موفق ترین و محبوب ترین گروه هنری
حال حاظر ایران میشوند

گروهی که رسیدن به آنها آرزویی دست نیافتنی برای
بقیه ی هنرمندان شده.

شاید تنها اشخاصی که هیچ وقت خودشان را به سمت تجارت و بازار نزدیک نکردند
همیشه برای دل خودشان کار کردند و به این نکته ایمان داشتند که :
هنر برای ابراز احساسات هنرمند است نه پله ایی برای کسب و کار !! و رسیدن به پول !!
( همه اینهایی که خوانده ام خودم هستم : محسن چاووشی مصاحبه با مجله تازه )

ادامه ی مقاله در ادامه مطلب

(( مثلث برمودا ))

خوشبختانه نام امیر ارجینی و حسین صفا برای هیچ هواداری نا آشنا نیست .
بله ترانه سرایانی که سالیان ساله که همراه محسن عزیز احساسات هزاران هوادار رو
به وجد آوردن .

محسن . حسین و امیر . این اسم ها به خودی خود حرفی برای گفتن ندارند اما وقتی
در کنار هم قرار میگیرند . تبدیل به موفق ترین و محبوب ترین گروه هنری
حال حاظر ایران میشوند

گروهی که رسیدن به آنها آرزویی دست نیافتنی برای
بقیه ی هنرمندان شده.

شاید تنها اشخاصی که هیچ وقت خودشان را به سمت تجارت و بازار نزدیک نکردند
همیشه برای دل خودشان کار کردند و به این نکته ایمان داشتند که :
هنر برای ابراز احساسات هنرمند است نه پله ایی برای کسب و کار !! و رسیدن به پول !!
( همه اینهایی که خوانده ام خودم هستم : محسن چاووشی مصاحبه با مجله تازه )

خب شاید این مسئله در نگاه اول خیلی جذاب به نظر به رسه اما با نگاهی عمیق تر
میفهمیم که : یه تهدید جدی برای این گونه افراد هست که :

تا کجا ؟ تا چه زمانی ؟ میشود از دلمان گفت ؟ که شنونده خسته نشود ؟

تا کی میشود تکرار شد و باقی ماند ؟ تا چه وقتی مردم از شنیدن دردهایمان خسته نمیشوند؟

این همان مسئله ایی بود که بسیاری از هنرمندان و خواننده ها و ترانه سرایانی که زمانی
در اوج بودند را به حاشیه کشاند و کم کم از دور خارج ساخت .

اصلا مگر میشود هم خودت باشی و هم حرفهایی جدید برای گفتن داشته باشی ؟
نه . چنین چیزی امکان ندارد . اگر میخواهی همیشه باشی پس تجارت رو فراموش نکن !.

اما حسین صفا و امیر ارجینی ثابت کردند که میتوانند باز هم سنت شکنی کنند و
از پس این مسئله برآیند .آنها خودشان ماندند اما تکرار نشدند !

خب یه فلش بک میزنیم به قبل از آمدن نیلوفرمان :

اکثر مجلات این موضوع رو نوشتند : فضای یه شاخه نیلوفر نسبت به کارهای قبلی چاووشی فضایی مثبت تر است !!!!!!!!!!!!
خب دیدیم که این آلبوم نه تنها مثبت تر نبود بلکه تلخ تر . زیباتر و دلنشین تر بود .

اساسا چرا باید چنین مسئله ایی در ذهن عموم بیافتد ؟

خب وقتی محسن چاووشی اعلام میکند : در یه شاخه نیلوفر شاهد فضایی جدیدتر هستیم . حق بدید که کسی نتونه تصور کنه جدید مساوی عوض شدن نیست !!!
جدید به معنی کنار گذاشتن اصول وپایه شخصیتی نیست !!
جدید شدن به معنی پشت کردن به گذشته نیست !!
برای همین این برداشت شخصی خودشون رو به عنوان خبر در مجلاتشون درج کردند

محسن و امیر و حسین ثابت کردند که جدید شدن پشت کردن به گذشته نیست بلکه فرار از تله غرور و گذشتن از .........
خوشبختانه یکی از دغدغه های شخصی من برطرف شد . همیشه فکر میکردم تا کی
این گلایه های عاشقانه برام جذابیت داره ؟

شاید روزی برسه که لنگه کفش پاره . گلایل های غم زده و تنهاترین کفتر چاهی برام
تکراری بشه . اما با اومدن نیلوفر به خیالات پوچ خودم خندیدم .

نه عزیزان . لنگه کفش و کفتر چاهی ماندند اما با عصای شکسته تلفیق شدند !
گلایل های غم زده مان هنوز هم بوی تنهایی میدن اما با یه شاخه نیلوفر یکی شدند و
حالا حالا ها حرفهای زیادی برای گفتن دارند .

دوستان گلم ، حسین صفا و امیر ارجینی باز هم از دلشان گفتند اما تکراری نشد چون
دل آنها بزرگتر از اینهاست که ما بتوانیم خودمان را پیدا کنیم . هزاران هزار هوادار سالیان درازی
رو در دل نوشته های این دو عزیز به سر خواهند برد بدون حس کردن گذشت زمان !
این چیزی است که با کمی نگاه به گذشته میشه فهمید .

ترانه سرایان چاووشی درزیرعینک زمان :

حسین صفا از کفتر چاهی تا عصا : به سادگی به این نکته میرسید که او یک کارگردان فضا ساز است .

شاید قبل از اینکه ترانه ایی بسراید بیشتر به فضایی که قرار است بسازد فکر میکند
کارگردانی خلاق که ذهن شما رو درگیر همان چیزی میکند که میخواهید اما با فضاهایی عجیب و نو !


شاید اینها بزرگترین مشخصه های ترانه هایش باشد :تمثال گرایی . فضاهای شیک و غیر قابل پیش بینی . کنایه گویی و استفاده از القاب .


آثارش رو کمی مرور میکنیم : کفتر چاهی من ... تنگ بی ماهی ... یه لنگه کفش پاره ... ببخش عروس قصه ... ای خلیج یخ زده ...... کوچه هم تموم نشه ..... به خونه خیال من جون بده ...... آینه پینه بسته .... قله خوشبختی ......یه میز بی صندلی ...... حیات سرد پاییز .... تا همیشه پا به پای هم باشیم ........ گریه نکن عصای من ... کلاف سر در گم ..

باور کنید نمیشه فضاهای بعدی این استاد ترانه سرای کشور رو حدس زد !!
اوبه سادگی تمام میتواند احساسش را منتقل کند اما در پیچیده ترین حالت و دور افتاده
ترین فضایی که میشه حدس زد !!!
بدون تو سنگم /کنار تو ابرم
چقدر زیبا عاشقی که از معشوقش دور مونده را به سنگی بی احساس و با او بودن رو به ابری احساسی که هر لحظه انتظار باریدنش را داریم تشبیه می کنه

وقتی که از کفتر چاهی سخن گفت . قبل از اینکه به دل افسرده من برسد . همه فهمیدند
که مخاطب کسی جز خودش نیست !!!!
از نکات قابل توجه در مورد حسین صفا استفاده ی مکرر ازواژه ی کابوس است.
فقط یه کابوس کشنده مونده برام.
تنها بودن یه کابوس شومه
مثل یه کابوس اومدی و رفتی

وقتی که داستان غم انگیز یه لنگه کفش پیر و درب و داغون رو برامون باز گو کرد از همان
ابتدا فهمیدیم که سخن از دردهای اجتماعی یا داستان سرایی نیست . از همان اول هم تونستیم
با لنگه کفش تنهای حسین صفا هم ذات پنداری کنیم حتی قبل از گفتن :
دیدم که زخمهاش همه از غربته / مثل خودم خسته و بی طاقته !

نظر شخصی من (شهاب) اینه که : صفا بالاتر از یه ترانه سرا است . او جادوگر است . کارگردان صحنه هایی کاملا رویایی و تکرار نشدنی که
حرفهای دلش را با قشنگ ترین و دور افتاده ترین مثال ها بیان می کند !
شاید هم برای این است که 3 آلبوم از 5 آلبوم محسن چاووشی به نام ترانه های اوست.
از کفتر چاهی تا عصا با او بودیم . خسته نشدیم بلکه تشنه تر شدیم . باز هم همان جمله
اول : او تکرار نشد ولی خودش باقی ماند !
( یه انتقادکوچولو : به نظر من در کفتر چاهی یه مقدار در این قضیه افراط شده . که البته در آثار بعدی به کلی به اعتدال رسید)



امیر ارجینی : آهای تو که ..............

اصولا ساده میگوید . کم حرف .گزیده سخن گفته ولی عمیق و سوزناک !

بسیار پای بند در اصول قافیه و ترانه که البته این مشخصه کار رو برای محسن عزیز راحت
تر میکنه . حتی اکثر ترانه هاش رو بدون ملودی هم میشه زمزمه کرد .

( قبل از آمدن آلبوم ترانه( دلتنگی) در مجله چهل چراغ چاپ شد . با اینکه کسی ملودی
این کار رو نشنیده بود اما به راحتی میتونست این ترانه رو بخونه . حالا فکر کنید اگر آقای
ترابی ترانه کجاست بگو رو چاپ میکرد . مطمئن باشید از خط اول اون طرف تر نمی تونستید برید !!!!! )

شاید اینها بزرگترین مشخصه های ترانه هایش باشد : مخاطب گرایی فوق العاده شدید ! پای بندی در اصول .بر مبنای واقعیت به شعرش جان میدهد .
به راحتی و دور از کنایه احساسش را بیان میکند.

یه مرور مختصر : آهای تو که این همه دوری از من ..... رفیق من سنگ ... آهای تو که به
خوابی .....دلم میخواد خودت بیای ........ تو و فاصله باهم ...... به تو تبریک میگم ....... آهای همیشه و هنوز...... و ...

3 ترانه با لفظ آهای تو .... شروع میشود که بیان گر علاقه آقای ارجینی به مخاطب گرایی
است
کمتر کسی می تواند مثل امیر ارجینی حس و حال خود را باه شیوه ای زیبا – روان و ساده در
شعر بگنجاند.
بعد از فوت برادرش می گوید:
آهای تو که بخوابی عمیق و سرد درفتی
تو قلبا سبز موندی اگرچه زرد رفتی.
گویی می خواهد شعر را با دو رنگ سبز و زرد نقاشی کند.

عمق حرفهایش درکنار سادگی بیانش آنچنان مخاطب را با خودش میبرد که هر بار ترانه هایش رو میشنویم انگار هنوز اولین بار است که به گوشمان میرسد !

ساده تر و جذاب تر از آنی است که عموم مردم ترانه هایش را درک نکنند ! هر کسی
به راحتی میتونه خودش رو در ترانه های ارجینی پیدا کنه . فقط با یه بار گوش کردن .
البته جسارت عجیبی در بیان احساساتش دارد . به راحتی و بدون هیچ ترسی با مخاطبش حرف میزند . میدان را به صحنه گفتگو تبدیل میکند بدون اینکه
ذره ایی از مضمون شعر دور شود !!
قصه سنتوری رو همه یادمونه . اگر سنگ صبور امیر نبود شاید علی پرغم علی
بی درد میشد !
خیلی ها گفتن : تصویر کارتن خوابی علی و ترانه امیر با هم بسیار زیبا میکس شده بود
اما باور کنید اگر این ترانه را بر هر صحنه دیگر فیلم سنتوری میکس میکردند باز هم حرفی
برای گفتن داشت !

و
اما در یه شاخه نیلوفر : خیلی سعی کرده که کارش متفاوت تر باشد . با چرا و ناز خودش را
از قید و بند قوانین دست و پا گیر قافیه راحت کرد . خب به نظر من این کار یه ریسک بوده
شاید به دل خیلی از هواداران خوش نیاد ! طبیعیه !
تبریک : هیچ کس قبل از شنیدن این آهنگ فکر نمیکرد که باز هم همان قصه زیبا و دلنیشین گلایه های عاشقانه باشد .
همه ( مطمئن هستم همه ) فکر میکردند که این قطعه دیگه تنها
ترانه شاد آلبوم باشه . که خب دیدیم نیست !!
تبریک : شروعی عجیب و تازه . کلامی بسیار جدید. والبته برای اولین بار ارجینی از کنایه
استفاده کرد !

اما میرسیم به دلتنگی : باز هم همان ارجینی خودمان . من این ترانه رو ورژن جدید صبوری
میدونم !!!

آهای تو که این همه دوری از من / این روزها در حال عبوری از من

آهای همیشه و هنوز قلبم / خبر داری داره میسوزه قلبم ؟؟

با این تفاوت که نفرت و نامیدی صبوری ( این همه نفرت و بشوری .... و پشیمونی فایده نداره .... )
جایش رو به عشق و امید و دلتنگی
میدهد .(.... کاشکی بفهمی که عزیز جونی ............... وبیا که تنگه دلم... )

پس امیر ارجینی عزیز . رسما به تو تبریک میگم !
باز هم همان حرف قبلی : او حرفهای جدیدی گفت اما هنوز خودش است !

( یه انتقاد کوچولو : نظر شخصی من : ترانه تو وفاصله کمی بیش از حد گنگ و بی حرفه ! اگر قطعه :
به صدای من کمی گوش بده . دل به این خسته ی خاموش بده . نبود من به شخصه اصلا
متوجه فضای ساخته شده آقای ارجینی نمی شدم . داستان یه شمع که با معشوقش
سخن میگوید . البته بازم شک دارم ! )


اسلام ولی محمدی : متاسفانه هنوز ترانه دیگری جز تو که نیستی از اون نشنیدم اما

به سلیقه محسن چاووشی در انتخاب همکارانش اگر ( به فرض محال ) اعتماد نداشتیم

خب حالا دیگه حرفی باقی نمونده . با همین ترانه اول ثابت کرد که جای خالی اش در بین
این دو عزیز از اول هم حس میشده.

در یک ترانه با دو مخاطب سخن گفتن کم نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به خدا همین برای
تمام کردن کار بس است !

من به شخصه هنوز به یاد ندارم ترانه سرایی رو که در این حد جسارت به خرج بده و هم از زمانه و معشوقه اش گله کند و هم به دل شکست
خورده و عاشق خودش بانگ بزند
ای دل صاب مرده باز/ تورو خواب برده
پاشو از خواب و ببین / دنیاتو آب برده

( باز هم نظر شخصی من : تو که نیستی . بیش از حد تکرار دارد . تعداد ابیات زیاد است
ولی حرف زیادی برای گفتن ندارد . میشود از لحاظ محتوی با سنگ صبور مقایسه اش کرد که
در ترانه امیر ارجینی هیچ جای حرفش را نمیشود قطع کرد ! اما در تو که نیستی بعضی از
جملات بارها و بارها بدون هیچ ضرورتی تکرار شده ! *)

نا گفته نماند بنده فقط ازنظر کلی جمع بندی کردم وگرنه:

در آثار حسین صفا مخاطب کم پیدا نیست ( با توام که داری .... کجاست بگو؟ .... بدون تو سنگم ... و ..) و همچنین آقای ارجینی فضاهای جالبی رو برایمان کارگردانی کردند ( تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه .... به پای چوبی من.... تنگ بلوری ..... خاک بی حاصل .. دشت پر از گلایل ..... )

کلام آخر هم سخنی از استاد حسین صفا :

امیر . محسن و من یه مثلث کوچیکیم با اظلاع بی نهایت اصلا به قول محسن : مثلث برمودا ! تا هم غرق بشیم و هم غرق کنیم !
( پایان )

نوشته شده توسط سید مهیار هزاوه و شهاب الدین



ادامه مطلب

طبقه بندی: اخبار محسن چاوشی،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 3 آذر 1387 توسط مهیار
صفحات وبلاگ
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Tem98.Ir